پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - اديان و مذاهب در جهان - ارکان مائده
اديان و مذاهب در جهان
ارکان مائده
هند سرزمين هزار اديان و دموكراسىترين كشور جهان، يكى از ديدنىترين مناطق اين كره خاكى است، كه عموما آن را كشور هفتاد و دو ملت مىخوانند. تعدد اديان و مذاهب اقوام و فرهنگها، اين كشور را در جهان بىنظير كرده است.
اين كشور در پانزده آگوستسال ١٩٤٧ ميلادى از انگلستان استقلال يافت. مساحت اين سرزمين ٠٠٠/٢٨٧/٣ كيلومتر مربع (ششمين كشور جهان) است كه حدود يك ميليارد انسان را در خود جاى داده است.
نوع حكومت هند، چندحزبى فدرال با دو مجلس قانونگذارى است كه بر اساس مقررات قانون اساسى كه توسط مجلس مؤسسان در ٢٦ نوامبر (١٩٤٩ م) و ٢٦ ژانويه (١٩٥٠م) قدرت اجرايى يافت، عمل مىكند.
اين سرزمين با كشور چين، نپال، بنگلادش همسايه است و از جنوب غربى، با خليجبنگال، از جنوب شرقى با درياى عرب و از جنوب با اقيانوس هند هممرز است.
حزب ملى كنگره، حزب كوردال، حزب جاناتا، حزب جاناتا دال، حزب كمونيست هند، حزب ملى كنگره هند، حزب كمونيست، حزب مهاريتا جاناتا، حزب راستر ياسنجاى مانچ، احزاب اصلى اين كشور پهناودند.
غير از هندى و انگليسى كه زبان رسمى هند است، بيش از ١٥٠٠ زبان و لهجه ديگر در اين كشور وجود دارد.
آزادى مذهب در قانون اساسى كشور هند قيد شده و در مقدمه آن اعلام شده است كه حفظ آزادى عقيده، ايمان و عبادت جزء حقوق تمامى اتباع هندى مىباشد. با وجود اينكه در قانون اساسى هند آزادى مذهب عنوان شده است، اما باروى كار آمدن هر حكومتى كه داراى مذهب خاصى است، بقيه مذاهب مورد بى توجهى قرار مىگيرند. (١)
شناخت اديان و مذاهب در هند بدون درك و فهم عقايد و آداب و رسوم مذهبى آن دشوار است. اديان تاثير زيادى بر زندگى اجتماعى روزمره افراد گذاشته است. در واقع مىتوان گفت كه در هند اين شيوه زندگى و بخش تكميلى سنت هندى است و براى اكثر مردم اين كشور دين در هر جنبه از زندگى، از پيش پا افتادهترين امر گرفته تا سياست و تحصيلات نفوذ دارد.
اديان هند، ريشههاى تاريخى عميقى دارند، كه هنديان معاصر اين ريشهها را به ذهن سپردهاند. فرهنگ قديم آسياى جنوبى حداقل ٤٥٠٠ سال سابقه دارد كه در ابتدا به صورت متون دينى به هند منتقل شده است. ميراث هنرى و همچنين مشاركت عقلانى و روشنفكرانه، بيشتر مديون انديشه دينى در اين سرزمين بوده است. تماس اين كشور با فرهنگ ديگر كشورها منجر به انتشار اديان هندى در سراسر جهان شده است. آيين و انديشه هندى بر آسياى جنوب شرقى و آسياى شرقى در دوران باستان تاثير گستردهاى داشته و اخيرا در اروپا و آمريكاى شمالى نفوذ كرده است. همچنين مىتوان گفتخاستگاه تعدادى از اديان جهان در هند مىباشد و اديان ديگر كه در مكانهاى ديگر ريشه گرفتهاند، زمينه رشد خود را در آن جا يافتهاند.
هندوئيسم، اسلام، جينيسم، بودائيسم، مسيحيت و آيين سيك، اديان اصلى در كشور هند هستند. در بعضى از اين اديان نظير بودائيسم، هندوئيسم و جينيسم براى رسيدن به مراحل بالاى شناخت و معرفت نياز به آموزشهاى سخت، طاقتفرسا و طولانى است; چنانكه مشتاقان اين اديان، براى رسيدن به مراحل بالاى شناخت و معرفت مجبور به ترك خانه و كاشانه مىشوندو به مدارس خاصى كه در معابد داير شده، مىروند و در از آنجا به تزكيه و رياضت نفس از جمله روزهدارى، دعا و نيايشهاى طولانى، امساك از گناه مىپردازند. به اين ترتيب در اين اديان براى رسيدن به حقيقت متعالى، نياز به پاكى روح و جسم است. با توجه به يك باور هندى، آموزش در هند، جسم و روح را در بر مىگيرد و تفكر جزء جدايىناپذير براى رسيدن به شناخت و معرفت است. روح پاك و بدون آلايش است كه درهاى آگاهى و شناخت را به روى انسانهاى پاك از گناه و پرهيزگار مىگشايد و پردههاى ماديت را از جلوى ديدگان اينان به كنار مىنهد. آرى، لطافت روحى است كه انسان را به يگانه معبود و خالق هستىبخش خود كه ازلىترين و ابدىترين است، نزديك مىكند. عشق رسيدن به ذات احديت نيازمند چنين رنجها و مرارتهايى است كه فقط افراد خاص مىتوانند متحمل شوند.
در كشور هند، روزانه اكثريت مردم به آيين و مناسك دينى موجود در اديانشان مىپردازند. اين آيين و مناسك كه بيشتر مديون گذشته است دائما در حال تكامل است. بدين ترتيب مىتوان گفت، دين يكى از مهمترين وجوه تاريخ و زندگى معاصر هند است.
آداب و رسوم رايج هند كه در مذهبىترين عقايد، رسوخ پيدا كرده و در بسيارى از جشنوارهها با موسيقى، و تشريفات همراه است، در تمام جوامع، مشترك مىباشد. هر يك از اين نوع جوامع داراى زيارتگاهها، قهرمانان، افسانهها و حتى ويژگىهاى آشپزى خاص خود هستند كه با تنوع بى نظيرى كه نبض جامعه است، در هم آميختهاند.
سكولاريسم (جدايى دين از سياست) از اصول مهم قانون اساسى در اين كشور است. احتمالا سكولاريسم در اين كشور به دو معناست: ١. برابرى اديان و احترام قائل شدن به تمام اديان و مذاهب در اين كشور، كه در سانسكريتبه مفهوم «شكوفا شدن تمام مذاهب» بيان شده است; ٢. جدايى دولت از كليسا كه سكولاريسم ناميده مىشود و در هند عليه روابط تاريخى دولت و كليسا در چارچوب روابط دولت و آيين هند و اسلام بروز كرده است. (٢)
هند كشورى فوق العاده مذهبى است. هنديان بهراحتى مىتوانند اديان مختلف را قبول كنند. در واقع هنديان با مسامحه و مدارا در كنار يكديگر زندگى مىكنند، چون اصولا پلوراليست و تكثرگرا هستند و به اساطير چند خدايى اعتقاد دارند; ضمن اينكه برهمن هميشه هست، اما چون دنيا را همواره به صورت بازى مىبينند، آن بعد تراژيك را كه در بعضى از اديان ديگر مىبينيد، در هند وجود ندارد. (٣)
آيين حاكم بر اين كشور هندوئيسم است و هشتاد درصد مردم هند از اين آيين پيروى مىكنند. علاوه بر هندوها، مسلمانان، گروههاى دينى غالبى هستند كه نقش مكملى را در جامعه هند ايفا مىنمايند. اديان مهم هند عبارتند از:
١. هندوئيسم : (Hinduism) عقايد زيربنائى در آيين هندوئيسم به آسانى قابل تعريف نيست و فلسفه واحدى كه اصول عقيدتى اكثريت جمعيت اين كشور را شكل دهد وجود ندارد. هندوئيسم احتمالا تنها سنت دينى است كه اصول نظرى و تجلى واقعى آن تنوع دارد، كه به همين علت اين آيين «موزه اديان» ( musemofreligions » ناميده شده است. اين آيين نه داراى » ، اوپانيشادا « upanishada » و بهاگودگيتا « Bhagwad Gita » همه به عنوان متون مقدس براى هندوها قلمداد شدهاند.
برخلاف بيشتر اديان، هندوئيسم از پرستش يك خداى واحد طرفدارى نمىكند. تعدادى از طرفدارانش ممكن استشيوا « shiva » ، ويشنو vishnu] » ، راما « Rama » ، كريشنا « Krishna » يا تعدادى از ربالنوعها (خدايان) و ربهالنوعها (خدابانوان) را پرستش كنند، يا تعدادى ديگر از طرفدارانش ممكن است روح متعالى ( (Spirit Supreme يا «روح جاويدان» indestructibe Soul] » را پرستش كنند. هر فرد ممكن استبا عقيده به هر يك از اين اعتقادات يك هندوى خوب ناميده شود. اين امر دلالتبر وجود تضادهايى در اين آيين مىكند كه مشخصه آن مىباشد. از يك سو اين امر كاوشى در واقعيت غايى Ultimate Reality] » است و از سوى ديگر فرقههايى وجود دارد كه ارواح، درختان و حيوانات را مىپرستند. جشنها و اعياد، نه تنها در ارتباط با ربالنوعها و ربهالنوعها هستند، بلكه در ارتباط با خورشيد، ماه، گياهان، رودخانهها، اقيانوسها، درختان و حيواناتاند. بعضى از اعياد هند طرفداران زيادى دارد; نظير عيد دى والى، هلى، دسهرا، گنش چاتورتى. پنگال، جاناماساتى و شيوا راترى. اين جشنها به آيين هندوئيسم جاذبه محبوب كنندهترى مىدهد و سنت هندى را غنى و زنده مىسازد. در اسطورهشناسى هند، قهرمانان حماسى شبيه موهاباهارت و درامايانا وجود دارند كه زندگى جاويد به آنها بخشيده شده است و هنوز در زندگى روزانه مردم هند زندهاند. خدايان هندوئيسم زمانى ابرانسان و انسان هستند و احساس ملموسى از محبت و شناخت نسبتبه آنها وجود دارد. خدايان هندوئيسم زنده هستند، در معابد مىزيند و در اذهان و قلبهاى هندوان هميشه جاى دارند. بدين ترتيب مىتوان گفت پيروان هندوئيسم كه گروههاى متفاوت از سنتهاى عبادى و فلسفى هستند، رسما ٦/٦٨٧ ميليون نفر يا ٨٢% از جمعيت را در سال ١٩٩١ ميلادى تشكيل دادهاند.
٢. آيين سيك : (Sikhism) در اوايل قرن شانزدهم در ايالت پنجاب در شمال هند ظهور يافت. مؤسس اين آيين، گارو ناناك بود كه از اوان كودكى جذب اولياى هندو و مسلمان شده بود. گارو يك هندو به دنيا آمد و همچنين تحت تاثير آموزههاى اسلام بود. او شروع به تبليغ پيام وحدت هر دو دين (اسلام و هندوئيسم) كرد. بر طبق نظرات او، آموزههاى اساسى اين دو دين اساسا يكى بود. ناناك تعدادى پيرو جذب كرد و به عنوان يك آموزگار يا گورو ( (Gruru شناخته شد. مريدانش با يكديگر سنت مذهبى جديدى را خلق كردند كه آيين سيك ناميده شد. گوروها كسانى بودند كه از ناناك متابعت مىكردند و در تحكيم و گسترش آيين سيك نقش داشتند. آموزههاى گوروناناك همه در گوروگرانت صاحب « Guru Granth Sahib » كتاب مقدس سيكها سمبلى از خداوندگار براى سيكها بود. پنجمين گورو، گوروى آرجيون، معبدى طلايى در آمريتسار (Amritsar) ساخت كه مقدسترين زيارتگاه سيكها شد. دهمين گورو، شخصى به نام «گويند سينگ» بود كه معتقد بود آموزش نظامى، به سيكها كمك مىكند تا از خودشان دفاع كنند. گورو گريند سينگ در روز باى ساكهى Baisakhi] » در سال ١٦٩٩ ميلادى آنادپور به پيروانش دستور داد تا نزد او گرد آيند. همانطور كه مرسوم بود و بدين ترتيب آيين جديد اخوت سيكها كه تحت عنوان كاهالسا (افراد تزكيه يافته) ناميده شد، بهوجود آمد. پنج مرد منتخب به خاطر وفادارى به گورو انتخاب شدند و به آنها شهدى خاص به نام آمريت (amrit) براى تشرف به اخوت كاهالسا نوشانده شد. گورو همچنين تصميم گرفت كه به سلسله گورها خاتمه دهد و خودش را آخرين گوروى سيك ناميد. آيين سيك يكتاپرستى، يعنى پرستش خداى واحد را پيشنهاد كرد. اين آيين با نظام طبقاتى مخالف است و عقيده دارد كه همه انسانها با هم برابرند. با اين وجود ايدههاى كارما و نوزايى هندوئيسم پذيرفته مىشوند. امروزه بسيارى از آداب و رسوم سيكها براى هندوها در جامعه هند رايج هستند. ازدواج ميان دو فرد از دو جامعه متفاوت رايج است. به هر حال سيكها خودشان هويت آشكار خود را دارند. اگرچه اينان كمتر از ٢% از جمعيت هند را شامل مىشوند، ولى هويت مشخصى در تركيب دينى هنديان و جامعه هند دارند.
٣. بودائيسم : (Buddhism) اين آيين به عنوان شاخهاى از هندوئيسم در كشور هند آغاز شد; اما در نهايت اين آيين در سراسر آسيا رايج گشت. شخصيت و آموزههاى گوتام بودا مؤسس اين آيين، بر زندگى ميليونها نفر در ژاپن، چين و آسياسى جنوب شرقى سايه افكنده است. بودائيسم بر مبناى اصول يا قانون ناپايدارى اشياء قرار گرفته است. بر طبق آيين بودا هر شىء در حال تحول است; گرچه ممكن استبعضى چيزها پايدارتر از ديگر چيزها باشد. اصول مهم ديگر اين آيين قانون عليت است. بر طبق اين قانون، هيچ چيزى ناشى از احتمال صرف نيست. بودائيسم در واقع يك قدم فراتر از جينيسم رفته و معتقد است كه در جهان هيچ چييز مطلق نيست، بلكه همه چيز در حال حركت است و مجموعه اين حركات به افراد توهم ثبات مىدهد، در حالى كه اصولا ثباتى در كار نيست. (٣) در واقع مىتوان گفت كه در كنار نيروهاى طبيعى، كارما ( (Karma است كه منجر به وقوع همه حوادث مىشود. مفاهيم رايج روح جاويدان و چرخه نوزايى ازدو اعتقاد فلسفى فوق ناشى شدهاند. بودا از يك شيوه معتدل (Middle Path) پيروى مىكند، كه در اين شيوه، بودا نوعى زندگى متعادل و هماهنگ را پيشنهاد كرد كه بين دو قطب لذتطلبى و رياضت مطلق است.
بودائيسم بر پايه چهار حقيقتشريف مبتنى است.
١. درد و رنج جهانى است;
٢. ميل و اشتياق فراوان كه اين درد و رنج را مىآفريند;
٣. از اين درد و رنج مىشود جلوگيرى كرد و بر آن غلبه نمود;
٤. ريشه كنى اميال مىتواند به رفع درد و رنج منجر گردد و براى ممانعت از درد و رنج هر كسى بايد بر ميل و آرزو غلبه پيدا كند و اين غلبه مىتواند به كسب نيروانا ( (Nirvana يا روشنگرى كاملى منجر شود.
هشت درصد از جمعيت هند پيرو بودائيسم هستند.
٤. جينيسم ( : (Jainism يك سنت مذهبى در هند است كه همزمان با آيين بودا تاسيس شد. اين آيين مانند بودائيسم در آغاز پيدايش خود سازمانى رهبانى بوده است كه به تهذيب اخلاق مىپرداخته و از طريق ترحم و گرامى داشتن حق حيات و پرهيزگارى و امساك مىخواسته است از اقيانوس «سامسارا» بگذرد و به ساحل آرامش ابدى راه يابد. به همين جهت قديسين و فرزانگان، اين آيين را «تيرتامكارا» مىگفتهاند; يعنى آنهايى كه گذرگاهى براى عبور از دريايى «سامسارا» پيدا كردهاند. (٤) ماها ويرا يكى از فاتحان فلسفه جين همزمان با شروع آيين بودائيسم به تبليغ جينيسم پرداخت. جينيسم نظير بودائيسم عليه فساد در تفسير آيين بودا كه در آن زمان رايجبود، ظهور كرد. فلسفه اصلى جينيسم كه ترك اميال و غلبه بر نفس است، به تكميل عقل منجر مىشود. گذر از ماديتبه معنويت و بردگى به آزادى در اين آيين اهميت دارد. در واقع هدف اصول اخلاقى جين رسيدن به مقام نجات و «نيروانا» است. (٥) پيروان اين آيين خدايان مورد علاقه هندوئيسم را قبول كردند، اما آنها را پائينتر از جينها مىدانستند. توجه اين آيين به تزكيه روح از طريق رفتار درست، ايمان درست (اعتقاد به كتاب مقدس جين) و معرفت درستبوده است، كه اين سه اصل را سه گوهر گرانبها (triratna) مىدانند.
طرز رفتار درستشامل پنج نوع پرهيزگارى مىباشد: عدم آزار و اذيت ديگران در من نگفتن، پرهيز از دستبردن به مال ديگران، تزكيه نفس، دلبسته نبودن به امور دنيوى. اين آيين همچنين طرفدار عدم خشونت مطلق است. راهبههاى جينبينى و دهانشان را با نقاب پارچهاى مىپوشانند تا اينكه تضمين كنند كه آنها هيچ ميكروب و يا حشرهاى را با تنفسشان نمىكشند.
بودائيسم رجينيسم سنتهاى رهبانى باستانى كه با سنديت آسمانى و وراها در تضاد بودند، نفوذ زيادى بر هند، فلسفه و جامعه هند داشتند. اين دو دين به عنوان اقليتهاى مهم مذهبى و آيينهاى دينى مهمى در اواخر قرن بيستم باقى ماندند. جينيسم به علت فلسفه همدردى با موجودات زنده به طور وسيعى پذيرفته شده است و حدود سه ميليون نفر طرفدار دارد.
٥. زرتشت :) zoroastrianism) زرتشتيان اوليه در قرن دوم به ساحل گجرات در هند رسيدند و بعد از غلبه عربها بر ايران تا قرن هفدهم بيشتر آنها در شهر بمبى اقامت گزيدند. آداب و رسوم آيين زرتشتبر مبناى مسئوليت هر مرد و زن در انتخاب بين خير و شر و احترام به مخلوقات خداوندگار مىباشد. مؤسس اين مذهب فردى به نام رزتوسرا بود كه شش هزار سال قبل از ميلاد مسيح در ايران زندگى مىكرد. اين شخص اولين پيامبر دينى بود كه فلسفه ثنويت (اعتقاد به دو گانگى) را بر مبناى تضاد خير و شر گسترش داد. امروزه، اغلب زرتشتىها در بمبئى ديده مىشوند; جايى كه آنها به عنوان پارسى (Parsees) شناخته مىشوند. آنها لباس خاص و پرستشگاه ندارند و روزانه پنجبار نيايش مىكنند. معمولا سرودههاى رزتشتى كه در متون مذهبى زندا اوستا zenda () Avesta مدون گرديده است، توسط زرتشتيان در خانهها يا معابد در كنار آتش خوانده مىشود. آتش، سنبل قلمرو حقيقت، پرهيزگارى و نظم است. آيين زرتشت و يهوديت كه ابتدا ازطريق تاجران و تبعيديان از غرب به هند وارد شد، پيروان كمى دارد. اين دو آيين در ساحل غربى هند متمركزند.
٦. مسيحيت :(christianity) آيين مسيحيت تقريبا توسط همه فرقهها معرفى شد. اين آيين از طريق سنت توماس به جنوب غربى هند، كرالا رفت و اولين كليسا را بنا نهاد. عجيب آنكه شانكاراچاريا يك هندوى اصلاح طلب و پيشگو بود كه ٠٠٠/٥ سال بعد از سنت توماس در كرالا به دنيا آمد و در منطقه چنناى - مدرس امروزى - در تاميل بدرود حيات گفت. بيشتر مسيحيان در هند، كاتوليك هستند (بالاى ٦٠%) و اكثريت آنها درجنوب هند، خصوصا كرالا، آنهها را پرادوش و تاميل نادو مىزيند. تقريبا يك سوم مسيحيان هند در كرالا زندگى مىكنند و در همه جنبههاى جامعه درگير هستند. برخلاف عقيده عموم، حاكميتبريتانيا نقشى در اشاعه دين مسيحت در هند نداشت. معمولا ميسيونرهاى مذهبى تمايل داشتند كه افكار عمومى حتى افكار مسيحيان هندى را عليه حاكميتخارجى جلب كنند. مسيحيان بنگالى در كلكته تا اندازهاى در نواحى خودشان، به عنوان يك مسيونر يا يك انديشهساز، داراى اهميتبودند. عقيده بر اين است كه آيين مسيحيتبا سنت توماس به هند آمده است. او يكى ازحواريون مسيح (ع) بود كه سالها از عمر خود را در جنوب هند گذراند و احتمالا در همانجا بدرود حيات گفت; اما ديگران عقيده دارند كه اولين مسيونر مذهبى كه به هند وارد شد، باتولومه قديس بود.
از لحاظ تاريخى، فعاليت مسيونرهاى مذهبى با ظهور سنت فرانسيس خاوير در سال ١٥٤٤ م شروع شد. ابتدا مسيونرهاى پرتغالى از او پيروى مىكردند و سرانجام مسيونرهاى دانمارك، هلند، آلمان و بريتانياى كبير از او متابعت كردند. در طول قرن هيجدهم و قرن نوزدهم كاتوليكها و ميسيونرهاى پروتستانى دكترين مسيحى را در هند تبليغ كردند و تقريبا نقش مهمى در پيشرفت اجتماعى و آموزش در هند ايفا كردند. بيشتر تاثيرات مدرن در جامعه هند به نقش مسيحيت در هند نسبت داده مىشود. مسيونرهاى مسيحى به تاسيس مدارس و كالجهايى در سراسر كشور هند پرداختند و پيام ايمان و حسن نيت را دراين كشور اشاعه دادند. مسيحيت و آموزههاى آن روشنكفران و متفكران زيادى نظير مهاتما گاندى را تحت تاثير قرار داد. امروزه تعداد مسيحيان در هند در حدود سى ميليون نفر است كه همه فرقههاى مسيحيت را در بر مىگيرد.
٧. اسلام :(Islam) هجوم و نفوذ مسلمانان به كشور هند، تقريبا با ظهور دين اسلام همزمان بود. مسلمانان عرب در مقام نخستين مسلمانان اين شبه قاره، بازرگانان و دريانوردانى بودند كه بهصورت كارگران بومى در تجارت خارجى، تحفاظتحكمرانان هند در ساحل مسالابارمقيم شدند. (٦) البته قبل از نزول قرآن بر پيامبر، تاجران عرب براى بازديد به اين شبه قاره رفت و آمد مىكردند. مسلمانان عرب پيام محمد (ص) را در قرن هفتم ميلادى به اين شبه قاره آوردند كه منجر به نوكيشى خفى از افراد هندو، به دين اسلام شد. البته بايد گفت كه اسلامى شدن هند پيام نوكيشى تودهها نبود. قرنها اسلامى شدن هند در اين جامعه هند و مذهب برخلاف اشاعه اسلام در خاورميانه و شمال آفريقا چندين قرن طول كشيد. تاراچيز در كتاب تاثير اسلام در فرهنگ هندو، معتقد است كه «مسلمانان مانند مسيحيات شامات از مملكتخود رانده نشدند. تا به هند كوچ كنند، بلكه سرخوش و مغرور از احساس مذهبى تازه و حيثيت و اعتبار يك فاتح پاى به هند گذاردند و هنوز قرن نهم پايان نيافته بود كه اين قرن سرتاسر بخش غربى هند را در اشغال خود داشتند و نيز در ميان توده مردم تاثيرى عميق بر جاى گذاشته بودند، كه قسمتى از آن به خاطر اعتقادات نو و شيوه عبادت آنان بود و باقى به خاطر شور و شوق و تلاشى بود كه ديگران را تحت تاثير قرار داد.» (٧)
محمد ابن قاسم در سال ٧١٢ ايالتسند را تصرف كرد. البته اين واقعه در تاريخ سند به نظر نمىآيد - آنچنان كه قابل پيشبينى است - تاثيرگذار باشد. با هجوم محمد قزنى در قرن دهم ميلادى كه به دنبال آن سيلى از مهاجمان از ايران، تركيه و افغانستان در قرن يازدهم و دوازدهم ميلادى به هند آمدند، نيروى عظيمى از اسلام بر هند غالب گشت». حمله حاكمان مغول در قرن شانزدهم و هفدهم به هند، به اشاعه دين اسلام به اين كشور كمك كرد. در اين برهه از زمان، اسلام تهاجمى بود. اما تصوف اسلامى يا قديسان صوفى به اشاعه پيام صلح و دوستى جهان كمك كرد. روح اخوت مقدسين صوفى و موعظهگرانى نظير كبير و نانك كه روح برادرى و اخوت را اشاعه دادند، كمك به سستى نظام طبقاتى كرد نوكيشى مردم هند از ديگر اديان به دين اسلام اجبارى نبود. عدهاى از مردم هند با تشويق مسلمانان به دين اسلام گرويدند; و عدهاى ديگر براى فرار از مالياتهاى سنگين و ناعادلانهاى كه از غير مسلمانان به عنوان جزيه گرفته مىشد، به دين اسلام گرويدند. برخلاف بودائيسم، جينيسم و آيين سيك كه بهعنوان شاخهاى از هندوئيسم ظاهر شدند، آداب و رسوم مناسك دينى اسلام نسبتبه هندوئيسم منحصر به فرد بود. اين دين اقرار به اخوت جهانى و تسليم در برابر خداى قادر متعال داشت.
در واقع مسلمانان با ورودشان به هند زندگى مسالمتآميزى را با هنديان شروع كردند. تاراچند معتقد است: «مسلمانان كه به هند وارد شدند، آنجا را چون خانه خود ساختند. آنان در ميان انبوه هندوها محاصره شدند و بدين لحاظ اقدام به هر گونه مبارزه و دشمنى با آنان غير ممكن مىنمود. رابطه و مشاركت دائمى به تدريج تفاهمى نيز ميان هندوان و مسلمانان بهوجود آورد.» (٨) تعامل بين دو دين هندو و اسلام به تركيب عناصرى از اين دو دين تقريبا در هر حوزهاى از زندگى و فرهنگ شد. بعد از يك دوره ابتدايى جنگ و نزاع، امروزه اين دو آيين به يكديگر كمك مىكنند و همديگر را غنى مىسازند.
مولود تازه اين دو دين «فرهنگ هندو اسلام» خوانده شد و چنان بر روى يكديگر تاثير گذاشت كه اين مسئله را مىتوان در شيوههاى معمارى آن دوران (در مساجد، مقابر، قصرهاى مسلمانان به سبك هندو اسلامى) در زمينه ادبيات (به اين دليل كه سانسكريت ديگر نمىتوانست زمينه گسترده در جهت رفع نيازهاى عادى فراهم آورد) و در زمينه علوم (هندىها در رياضيات و نجوم و طب پيشرفتهايى داشتند و اعراب به آنها مديون هستند) نظارهگر بود. (٩)
هند با ٥/١٠١ ميليون مسلمان (١/١٢ درصد) حداقل چهارمين جمعيت مسلمان را در جهان دارد (بعد از اندونزى با ٧/١٤٣ ميليون نفر، پاكستان با ١٢٤ ميليون نفر و بنگلادش با ١٠٣ ميليون نفر). بعضى از تحليلگران معتقدند كه تعداد جمعيت هند از آمار داده شده در بالا، بيشتر است و اين كشور را دومين جمعيتبزرگ مسلمان در جهان مىدانند. مسلمانان با اين تعداد نفرات، بزرگترين اقليت دينى در هند محسوب مىشوند.
٧ - ١. شيعه در هند
مذهب شيعه زمانى به كشور هند نفوذ كرد كه صلاح الدين ايوبى حكومت مصر را به دست گرفت. ايوبيان به علت آزار و اذيتى كه به شيعيان، بهويژه پيروان مذهب شيعه اسماعيلى وارد مىآوردند، از مصر به كشورهايى نظير يمن و هند گريختند. علاوه بر اين، دو امر ديگر باعث مهاجرت شيعيان به اين كشور شد: ١. به قدرت رسيدن نزارىها، ٢. استقرار داعى مطلق (١٠) . با تشكيل حكومت مسلمانان در دكن زمينه نفوذ شيعه اماميه در اين سرزمين فراهم شد. شاهان خاندان بهمنى، مذهب اثنا عشريه را مذهب رسمى كشور اعلام نكردند و خود به طور پنهانى پيرو اين مذهب بودند. بيچاپور نخستين حكومتى بود كه در دكن شيعه را آيين رسمى خود اعلام كرد.» (١١) شيعيان روش مسالمتآميزى براى زندگى با هنديان آغاز كردند و بهتدريج در اين كشور نفوذ كردند.
شيعيان هند براى پيشرفت و بهدست گرفتن بار مسئوليت، كنفرانس سراسرى شيعيان را در سال ١٣٢٥ ه. ق (١٩٠٧ م) تشكيل دادند. اين كنفرانس هر ساله برگزار مىشود. اين سازمان، سياسى نيست، بلكه اهداف اجتماعى، مثلا كمك به ايتام و مدارس دارد . نهاد ديگرى به نام «كنفرانس سراسرى شيعيان هند» وجود دارد. اين سازمان معمولا از حزب كنگره طرفدارى مىكند.
تاريخ حيات فكرى شيعيان هند به ورود مهاجران ايران برمىگردد. از پايان قرن هيجدهم شيعيان تولديافته در هند، به غنىسازى فكرى كشور پرداختند. مهاجران ايرانى، آميزهاى از آثار فكرى كشور خود را با فرهنگ جامعه هندى فراهم آوردند. (١٢)
اكثر شيعيان در نواحى كشمير، ايالت اوتارپرادش و بنگال زندگى مىكنند. در هند حدود چهارصد و چهل مدرسه علميه شيعيان وجود دارد. همچنين بيش از سى و هشت كتابخانه عمومى و خصوصى شيعيان در اين كشور وجود دارد. (١٣) شيعيان هند يك پنجم جمعيت مسلمانان هند را تشكيل مىدهند.پىنوشتها:
١. كتاب سبز (هند)، وزارت امور خارجه، تهران ١٣٧٩، ص ١٣٤.
٢. همان، ص ١٣٥.
٣. فصلنامه پل فيروزه، گفت و گوى رامين جهانبلگو با داريوش شايگان، سال دوم، شماره ششم، زمستان ١٣٨١، ص ١٣٩.
٤. داريوش، شايگان، اديان و مكتبهاى فلسفى هند، تهران، انتشارات سپهر، ١٣٦٢، ص ١٨١.
٥. همان، ص ٢٨.
٦. پى، هاردى، مسلمانان هند بريتانيا، ترجمه حسن لاهوتى، مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى ١٣٦٩، ص ١٧.
٧. تاراچيز، تاثير اسلام در فرهنگ هند، ترجمه على پيرنيا، عزت الوينى عثمانى، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ١٣٧٤، ص ٧٤ - ٧٣.
٨. همان، ص ١٨٩.
٩. همان، ص ١٩٢.
١٠. جان نورمن، هاليستر، تشيع در هند، ترجمه آزرميدخت مشايخ، مركز نشر دانشگاهى، تهران، ١٣٧٣، ص ١١٤.
١١. همان، ص ٥.
١٢. عباس، اطهر رضوى، شيعه در هند، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
١٣. كتاب سبز (هند)، ص ١٢٨.